گویا تا الان خودمو را نشناختــﮧ ام
طورے از خودم بدم مے آیدڪــﮧ انگار دشمن قسم خورده ے خودم هستم.....
نفرتے دیرینــﮧ ڪــﮧ از عذابش خواب وخوراڪ برام نذاشتــﮧ.....
این ڪنڪور چیــﮧ ڪــﮧ آدم بــﮧ خاطرش از زندگے سیر میشــﮧ؛
تو نوزده سالگی بود ڪــﮧ هیچے از زندگے نفهمیدم ....
روزا و شب هام شده بود پر از استرس؛
نمے دونم چم شده بود
ڪــﮧ تو روزا از استرس اینڪــﮧ چجورے از پس این همــﮧ ڪتاب بربیام
نمے تونسم بخونم....
وشب ها از استرس نخوندنشوننمے تونسم بخوابم...
و شده بودم گیج و منگ....
هر روزم عینــﮧ روز قبل....
جورے بود ڪــﮧ انگار روزم را از روز قبل ڪپے پیست ڪرده باشن....
دیگـــــــﮧ بدم میاد از هر چے درس و ڪتاب وعلمــــــﮧ....
بــﮧ خدا ما هم ڪتاب خوندن دوست داریم...
ما هم میخایم چیزے یاد بگیریم...
ولے این بود عــــلــــــم،......
علمے ڪــﮧ تو ۴ساعت تمام ۱۲سالتو بــﮧ باد میده چــﮧ ارزشے داره برا
بــﮧ دست آوردنش؟!
جورے شدم ڪــﮧ هر ڪے از من بپرســﮧ:
علم بهتر است یا ثروت؟؟.......
سریع جواب میدم علمو وللش پولو بچسب.........!!
و این است آخرِ یڪ دانش آموز ایرانے...!!
درمقابل سختی ها مقاوم باش..!...ما را در سایت درمقابل سختی ها مقاوم باش..! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 162